سلام
اصلا به نظر من این دانشکده و اساتیدش ارزش نظرسنجی ندارن که هیچ ، تو کل دانشگاه رو هم میگفتی قضیه همین بودکه هیچ ،کل شاهرود رو هم میگفتی که
هیچ ،کل مملکت ما هم که هیچ . . . اصلا تو فکر میکنی اینجا نظرسنجی یعنی چی ؟ نه تو معنی نظر سنجی رو خوب نفهمیدی
نظر سنجی یعنی :
1.صندوق پیشنهادات و انتقاداتی که درش از روزی که جایی نصب میشه هرگز دوباره باز نمیشه
2.یعنی ،نظری داری بنداز تو صندوق (بذار در کوزه آبشو بخور)
3.یعنی ،نامه هاتونو به صندوق پستی زیر ارسال کنید تا ازشون تو بهبود برناممون استفاده کنیم (تاریخ ارسال 5/4/86 تاریخ
تحویل از پست:23/7/89)اگه تو مرسوله های گم وگورشده نباشه
4.یعنی جلسه نظر سنجی طرح تحول اقتصادی(کارشناسان اقتصادی مخالف............. ،طرح تصویب شد)
5.یعنی برگه های نظرسنجی اساتید دانشگاه صنعتی شاهرود----مطالعه توسط استاد مربوطه----شناسایی خط بدبختی که احیانا انتقاد کرده---و.... خدا به سرت نیاره ---سرلج افتادن استاد و گوشمالی حسابی همان و افتادن تو همان
6.نظر سنجی یعنی تولید زباله خشک و مصرف سالانه چندین تن کاغذ اضافی
7.البته اگه اینترنتی باشه یعنی اشغال کردن بیخودی فضای سایتها و بلاگهای مختلف صرف وقت و هزینه اضافی
8.یعنی اگر نظری دارید لطفا در این قسمت قید شود از نقطه چین جداشده تا مستقیما وارد سطل آشغال شود
9.نظرسنجی یعنی کشک
(با اقتباس از کتاب برای نظری که هرگز سنجیده نشد،نوشته دورویانافلانچی)
کلا نظرسنجی تو کشور ما خیلی معانی زیادی داره(نیس که ادبیات ما خیلی شیرینه و از این باب خیلی هم غنی تشریف دارن)
اصولا تو دسته نمادها قرار میگیره و بیشتر کاربریهای سمبولیک داره
شعری از کتاب اوریانافالاچی: پس از به روزرسانی و اصلاح:
وبه نوزاد اخطار کرد------------------------------- وبه او اخطار کرد
اگر سر تولد به دنیای پلیدی داری --------------------------- اگر قصد آمدن به دانشگاه را داری
باخنجر قلبت را خواهم سوخت ------------------------------ جگرت را خون خواهند کرد
ومابین دو نبود پلی خواهم بست ---------------- ومابین دو نبود پلی خواهم بست (نبود سیستم اموزشی درست واستاد با شعور که تا ابد الدهر
از این دست به اون دست بشی و حالت جا بیاد)
ونوزاد تا صبح گریه میکرد ------------------------------ واوتا صبح گریه میکرد
ونوزاد تا صبح ضبحه میزد ---------------------------- که چرا رتبه ام اینقدر کم شدست
ومادر یک دیوار ضخیم ساروجی ------------ وسرانجام او توانست (با همان رتبه گریه دارش)از دیوار ضخیم ساروجی(که همان سد کنکور معروف
خودمانست)عبورکند
بر تمنای وصلش ساخت ------------- ای کاش تمام روزنه های این سدرا پتروس های فداکار با انگشتان کوچکشان گرفته بودند
وتمام درهای تولد را بست
ونوزاد که تا دو روز تمام بر در بسته سنگ میزد
تا که دیگر رخوت به سکون فرو شد ------------------- تا که دیگر شوروشوق به بی انگیزگی بدل شد
و ضربه ها ------------------------- و تلاشها
و ضربه ها -------------------------- وپشتکارها
ولگدها ------------------------------- واستعدادها
و لگدها ----------------------------- وانگیزه ها
گم شد ----------------------------- کم شد
و گم شد --------------------------- گم شد
و گم شد ---------------------- و خورد تو ذوقش و داغون شد
و دیگر هیچ آوایی نبود ----------------- و دیگر هیچ آرزویی برایش نمانده بود جز فرار از این وادی(دانشگاه)
و نوزاد در شکم مادر دفن شد ----------- و هر انچه از خلاقیت و استعداد داشت زیر پای افکار غلط له شد
و مادر سنگ قبری بر روی شکم خود گذاشت ----------- و او سنگ قبری بر سر در وزارت علوم و تحقیقات و فن اوری گذاشت
و بر روی آن نوشت: ------------------------------ و بر روی ان نوشت:
برای خوشبختی که هرگز متولد نشد ! ------------------
برای سیستم آموزشی که هرگز اصلاح نشد ! 