Welcome
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir

به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

آریایی‌ها از شمال نیامدند

هر چه به ربات ربط ندارد
تبلیغات لبنک اخبار سیاسی اجتماعی مذهبی گپ دوستانه نظر سنجی شعر ادبیات تاریخ فرهنگ عکس نقاشی آشپزی سفر گردش خرید فروش قیمت بازار

آریایی‌ها از شمال نیامدند

پستتوسط ROBOTIC در 21:12 يکشنبه 07 Sep 2008

آریایی‌ها از شمال نیامدند

نمیدونم چرا اکثر قریب به اتفاق انسانها سعی در اثبات برتری نژادی خود نسبت به سایرین دارند؟!

نژاد هیچ اهمیتی ندارد و این تقوی در بعد معنوی و عقل و شعور در بعد مادی است که انسانی را از دیگران جدا ساخته و به درجه بالاتری میرساند. اما همین فرد نیز در انسان بودن هیچ برتری نسبت به سایر افراد ندارد.

اینکه اجداد ما آریایی باشد یا نه هیچ تاثیری در حال و آینده ما نخواهد داشت.

فردا با آزمایش ژنتیک به آقایونی که امروز ادعای آریایی الاصل بودن دارن اعلام شود که شما آریایی نبوده و اجدادتان مثلا عرب بوده اند چکار خواهید کرد؟! فکر کنم بخاطر نداشتن ... کافی دست به خودکشی بزنید!

ولی باور کنید که انسان بودن در آریایی و عرب و سامی و مغول و ژاپنی و برزیلی و ... بودن نیست.

انسان کسی است که واقعا انسان باشد.

حس ناسیونالیسم افراطی تاکنون ملتهای بسیار را به پرتگاه نابودی سوق داده که جدیدترین آنها نسل کشی صربها علیه مسلمانان کوزوو بود و اینکه سرانجام چه شد و الان فهمیدن که چه اشتباهی مرتکب شده و دیگر برای جبران دیر شده است!

امیدوارم همگی انسان واقعی باشیم و انسان بودن خود را محصور به نژاد و زبان و رنگ نکنیم.


تاریخ روز به روز پیش مى رود و ثبت مى شود و دانش و توانایى بشر نمى تواند حركت تاریخى را برخلاف روال معمول كند و یا بر سرعت آن بیفزاید. اما در این میان نظریه اى منتشر مى شود كه تحولى عظیم در گذشته تاریخى یك قوم ایجاد مى كند و مى گوید نشانه هایى وجود دارد كه قدمت حضور قوم آریایى به هزاره سوم پیش از میلاد بازمى گردد. نظریه رایج این زمان را هزاره دوم پیش از میلاد مى داند ولى تحقیقات پانزده ساله دكتر جهانشاه درخشانى این باور رایج را نقض مى كند. پانزده سال پژوهش براى اینكه باورى غلط از متون علمى و تاریخى زدوده و ثابت شود كه آریایى ها اقوام سرزمین هاى شمالى و مهاجر به فلات ایران نبودند، بلكه خاستگاه این قوم و تمدن از ابتدا خاك همین سرزمین بوده است. دشوارى گفت وگو گاهى اوقات به طرف گفت وگو بازنمى گردد كه حاصل موضوع گفت وگوست. پژوهشگرى بیش از یك دهه با تمركز بر موضوعى خاص و بدیع در اثبات نظریه خود كوشیده و شما قرار است در زمانى كوتاه به كندوكاو در آن نظریه بپردازید. پایه و اساس اطلاعات شما هم متون و آرا و عقایدى است كه رساله جدید آنها را رد كرده است، بنابراین از شما كار چندانى برنمى آید. پس بهتر آن است كه راوى صادقى باشید.

دكتر جهانشاه درخشانى متولد ۱۳۲۳ خورشیدى در تهران، معمارى و شهرسازى را تا مقطع فوق لیسانس در دانشگاه اشتوتگارت آلمان خوانده است. بیش از بیست سال است كه به پژوهش هاى تاریخى و زبانشناسى در آلمان پرداخته و در این میان مدرك دكتراى خود را در رشته تاریخ و با تمركز بر تاریخ خاور باستان از دانشگاه دولتى ایروان گرفته. درخشانى كتاب ها و مقالاتى در رشته خاورشناسى و به ویژه تاریخ كهن ایرانیان نوشته و منتشر كرده كه آخرین این پژوهش ها حدود پنج سال پیش به زبان آلمانى منتشر شد كه بازگوكننده همین نظریه مهاجر نبودن اقوام آریایى به فلات ایران است.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران

پستتوسط ROBOTIC در 21:16 يکشنبه 07 Sep 2008

•نام و موضوع تحقیق كتاب شما آنقدر در ایران ناشناخته است كه لازم است پیش از هر چیز خودتان درباره آن توضیح بدهید.

نام كتاب مورد بحث «آریاییان، مردم كاشى، امرد، پارس و دیگر ایرانیان» و موضوع آن بررسى تاریخ اقوام ایرانى پیش از دوران تاریخى است، یعنى دورانى كه از دیدگاه تاریخ شناسان دوران ناشناخته اى است و اقوام غیر ایرانى در ایران مى زیسته اند. این كتاب درباره اقوام ایرانى و ایرانى زبان و آریایى تبار است كه در دوران پیش از تاریخ _ یعنى از هزاره چهارم تا دوم قبل از میلاد _ در این سرزمین مى زیستند و زندگى آنها را بررسى مى كند.

•چه شد متوجه خلاء موجود در این بخش تاریخ نگارى ایران شدید و اندیشه این پژوهش از كجا شكل گرفت؟

پیشینه این پژوهش ناچیز و در حد صفر است. چرا كه بیشتر تاریخ نویسان بر این اعتقاد هستند كه ایرانیان در آن دوران در ایران نمى زیسته اند و از جاى دیگر به ایران آمدند، به این جهت اقوامى كه از پیش در ایران مى زیستند كاملاً ناشناخته اند. در حالى كه در ایران حتى از هزاره ششم قبل از میلاد آثار تمدن به دست آمده است ولى در سطح جهانى درباره پیشینه اقوام ایرانى، تاریخ، خاستگاه و حضورشان در صحنه تاریخ تا به حال كارى صورت نگرفته و در واقع تاریخ ایران از زمانى آغاز مى شود كه اولین بار مورخین آشور در مورد مادها، پارس ها و آنگاه از هخامنشى ها گزارش كردند. در سطح جهان این نخستین بارى است كه درباره اقوام ایرانى در فلات ایران و خارج از آن و در دوران قبل از تاریخ، پژوهشى صورت مى گیرد.

•كتاب شما این فرضیه رایج را كه آریایى ها قوم مهاجر به فلات ایران بوده اند نقض مى كند. این تفكر كه آریایى ها مهاجرینى به فلات ایران بوده اند از كجا و با چه استدلالى شكل گرفته كه شما خلاف آن را مطرح مى كنید؟

حضور آریایى ها در فلات ایران طبق نظر رایج در جهان از اواخر هزاره دوم قبل از میلاد و كمى پیشتر پنداشته مى شود و همه جا همین طور مورد قبول بوده است، اما دلایلى كه براى این مهاجرت _ بدون ذكر مبدأ - عنوان مى شود پایه و اساس علمى ندارد. مثلاً عنوان مى شود كه در متن هاى آشورى نام قوم ماد و پارس اولین بار در قرن هشتم و نهم قبل از میلاد ذكر مى شود، پس پنداشته مى شود كه این دو قوم باید كمى زودتر از آن به ایران مهاجرت كرده باشند. این نظریه در این كتاب رد مى شود. شواهدى هست كه حتى همین دو قوم ماد و پارس در دوران بسیار كهن، یعنى از هزاره سوم ق م در ایران حضور داشته اند. این ایده مهاجرت در آغاز و در حقیقت برگرفته از اندیشه فاشیسم اروپایى است كه در اواخر قرن نوزدهم رواج پیدا كرده و مدعیست كه خاستگاه آریایى ها شمال اروپا بوده است، یعنى نژادى سفید پوست، زردمو و بور كه از آنجا به كشورهاى شرقى مثل ایران و هندوستان مهاجرت كرده اند. ولى تا به حال هیچ مدرك منسجمى كه نشان دهد آریاییان از اروپا به ایران آمده باشند عرضه نشده است و حتى خود اروپاییان هم دیگر به این مسئله اعتقاد ندارند و در منابع جدیدتر خاستگاه هاى دیگرى نظیر آسیاى میانه، جنوب روسیه و آسیاى صغیر یا حتى بین النهرین براى آریایى ها در نظر گرفته مى شود و فقط فلات ایران است كه تا كنون در این مورد مطرح نبوده است.

اكنون این كتاب كه به زودى متن فارسى آن منتشر مى شود اثبات مى كند كه خاستگاه اصلى آریایى ها فلات ایران بوده و تمامى كوچ ها از این فلات به جاهاى دیگر صورت گرفته است. در این پژوهش حضور آریاییان در این فلات از نظر زبانشناسى از هزاره چهارم، و از نظر باستان شناسى تا هزاره هاى نهم ق م پیگیرى مى شود.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران

پستتوسط ROBOTIC در 21:20 يکشنبه 07 Sep 2008

•در كتاب مطرح كرده اید كه آریایى ها از اروپاى كنونى به ایران نیامده اند. آیا این قوم از محل دیگرى به ایران مهاجرت كرده اند یا خاستگاه آنها از ابتدا در ایران بوده است؟

در این مورد باید شواهد مختلفى بررسى شود. چون یك شاهد علمى مثل زبانشناسى یا باستان شناسى به تنهایى پاسخگو نیست. در این كتاب از روش خاصى براى انباشت شواهد بهره گرفته شده و از بخش هاى مختلف دانش به ویژه دانش دیرینه شناسى از جمله دانش هواشناسى، كان شناسى، اسطوره شناسى و البته زبانشناسى و متن شناسى استفاده شده است. مجموع این شواهد یك ایده و فكر را القا مى كند كه به هر حال این اقوام در پایان دوره یخبندان كه حدود ۱۰ هزار سال قبل از میلاد بوده، در ایران مى زیسته اند. با توجه به اینكه هر چه به گذشته برگردیم هوا سردتر بوده بنابراین، این خاستگاه مى بایستى در جنوب ایران بوده باشد كه هوا گرم تر بوده است و به تدریج با گرم تر شدن هوا این مردم به سوى شمال مهاجرت كرده و به مركز فلات ایران رسیده اند و سپس به علت گرماى بسیار زیاد در میانه هزاره پنجم ق م به مناطق شمالى تا شمال اروپا مهاجرت كرده اند. شواهد علمى و تاریخى بسیارى وجود دارد كه این اندیشه درست است. چرا كه با تعقیب شواهد زبانشناسى و اسطوره شناسى مشخص مى شود كه كهن ترین ریشه هاى زبان آریایى كه هنوز در زبان هاى ایرانى موجودند، در زبان هاى شمال اروپا یافت مى شوند. اسطوره هاى ایرانى كه شباهت بسیارى با اسطوره هاى هندى دارند، در بخش هاى آغازین بسیار نزدیك به اسطوره هاى اروپا هستند. از سویى تمامى اقوامى كه به صورت پراكنده در جاهاى دیگر حضور داشته اند تنها در ایران متمركز بوده اند. به این ترتیب منابع كهن تایید مى كنند كه براى مردم آریایى خاستگاهى جز فلات ایران نمى توان متصور شد ولى در آغاز تمدن پراكندگى آریاییان به سمت شرق و غرب آغاز مى شود. در فاصله كوتاهى این اقوام تا فلسطین، سوریه و بین النهرین پیش مى روند. از طرف شرق هم تا فلات پامیر و حتى تا نزدیكى سرزمین كره پیش مى روند. در دوران بعد در راستاى غرب به شمال اروپا تا مرز فنلاند و از سوى دیگر تا شمال آفریقا پیش مى روند. این شواهد از طریق زبانشناسى و «وامواژه هایى» كه از زبان آریایى در این زبان ها باقى مانده قابل پیگیرى است كه در كتاب مفصلاً در این باره صحبت شده است.

•دوره هاى اول و دوم گسترش آریایى ها چه قدر با هم فاصله دارند و این پراكندگى در چه دوره تاریخى روى داده مى افتد؟

بزرگترین گسترش در میانه هزاره پنجم ق م روى مى دهد اقوام آریایى همزمان به اروپا، فلسطین و سوریه مى روند و حتى آثار مهمى در تمدن مصر از خود باقى مى گذارند. در موج دوم كه اوایل هزاره دوم ق م بوده گروه تازه اى از شمال فلات ایران به یونان و بخشى به سمت شرق و به هندوستان مى روند.

•در تحقیقات شما مشخص شده دلایل این مهاجرت ها چه بوده؟ آیا دلایلى جغرافیایى چون گرم شدن هوا و یا مسایل مربوط به كشاورزى و دامپرورى در این جابه جایى موثر بوده است؟

خوشبختانه به لحاظ علمى آمار هواشناسى از پایان دوره یخبندان تا دوران تاریخى وجود دارد. با افزایش شدید دماى هوا مردم آریایى براى دستیابى به منابع آبى و جبران كمبود آن در مناطق زیست خود كوچ هاى بزرگى به سوى مناطق آب خیز و جاهایى كه رودهاى بزرگى داشتند مى كردند مانند مناطق اطراف دجله، فرات، نیل و سند. بنابراین با سنجش و انطباق شواهد هواشناسى و زبانشناسى و گزارش هاى تاریخى مشخصاً گرم شدن هوا و میل به دستیابى به آب باعث مهاجرت هاى بزرگ شده است.

•پایه هاى پژوهش شما بسیار گسترده است. از ابتدا قصد داشتید چنین پژوهش گسترده اى انجام دهید و از تمامى این منابع استفاده كنید؟ و اینكه اثر شما چه تفاوتى با دیگر پژوهش هاى تاریخى دارد؟

برداشت هایى كه از یك بخش از دانش براى نوشتن تاریخ صورت مى گیرد معمولاً ناكام مى مانند. به همین علت بسیارى از برداشت ها و دریافت هاى باستانشناسان كه تنها از یافته هاى باستانشناسى براى نگارش تاریخ استفاده مى كنند با آنچه كه زبانشناسان براى همین منظور انجام مى دهند، متفاوت است. به همین دلیل در چند دهه اخیر بحث هاى طولانى و بیشتر بى نتیجه میان این دو گروه انجام گرفته است. از آنجا كه این روش اغلب ناكام بوده است من براى بازنویسى تاریخ كهن ایران از انباشت شواهد و تلفیق شاخه هاى گوناگون دانش، به ویژه دانش دیرینه شناسى، استفاده كرده ام. هواشناسى تاریخى یكى از آنهاست، از این طریق مى توان توضیح داد چگونه در یك دوران تاریخى ناگهان به كوچ هاى بزرگ برمى خوریم اما این كافى نیست. همراه با این كوچ ها آثار زبانى و وامواژه هاى آریایى در زبان هاى دیگر فراوان مى شوند كه تاییدى بر برداشت یادشده است. در همان زمان آثار باستانشناسى اقوام ایرانى هم در سرزمین هاى دور و نزدیك یافت مى شود. حتى تصاویرى كه اقوام آریایى را نشان مى دهند در كشورهاى میزبان مانند مصر یا بین النهرین دیده مى شوند. مجموع این پدیده ها تئورى آغازگاه این مهاجرت ها از ایران و نیز روابط فرهنگى و قومى میان آریاییان و اقوام بیگانه را تقویت مى كند. از این روست كه بسیارى از رویدادهایى كه در اسطوره هاى ایران وجود دارد در اسطوره هاى اقوام خویشاوند _ آریایى هاى اروپایى _ و اقوام غیرخویشاوند _ مثل مصر _ عیناً یافت مى شود.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران

پستتوسط ROBOTIC در 21:25 يکشنبه 07 Sep 2008

•تطبیق این شواهد در اكثر موارد موجب تایید تئورى شما بوده یا در مواردى فرضیه شما نقض شده است؟

در این پژوهش به دنبال توافق ها بودم. اسطوره هایى مثلاً در سومر هست كه هیچ ارتباطى با ایران ندارند. اما در میان همان اسطوره هاى سومرى كه شامل زندگى، جنگ ها و افسانه خدایان و روابط آنان با انسان هاست بسیارى نشانه ها هم از نظر زبانشناسى و هم از نظر نام خدایان و ویژگى هاى آنان با خدایان پیش از زرتشت و یكتاپرستى در ایران كاملاً یكسان هستند كه آشكار مى كند ارتباط فرهنگى كهن میان ایرانیان و اقوام بین النهرین و حتى مصر وجود داشته است. اگر این شواهد در مورد یك خدا بود مى توانستیم آن را اتفاقى بدانیم اما با انباشت آنها چنین نتیجه گیرى ممكن نیست.

•پیش از قوم آریایى هم اقوامى در ایران بوده اند و این موضوع را در تقابل با قوم آریایى بررسى كرده اید؟

بله در واقع نتایج پژوهش من ثابت مى كند اگر پیش از كوچ آریایى ها به فلات ایران ساكنانى در اینجا وجود داشتند كه به زبان غیرآریایى صحبت مى كردند، باید نشانه هایى از آنها در فرهنگ كوچندگان آریایى باقى مى ماند. بایستى تعدادى وامواژهاى غیرآریایى و بومى ایرانى در زبان هاى كهن ایرانى مثل زبان اوستایى یا زبان پارسى باستان مى داشتیم. كوچندگان آریایى به یونان حدود 40 درصد واژه هاى غیرآریایى را به زبان خود وارد كردند، 25 درصد واژه هایى كه در زبان سانسكریت وجود دارد غیرآریایى است اما در اوستایى كهن و فارسى باستان چنین پدیده اى وجود ندارد و این بهترین نشانه براى آن است كه در فلات ایران بومى غیرآریایى ساكن نبوده است. بخش خوزستان كه جزء فلات ایران نیست و در دشت قرار دارد در دوران تاریخى و اواخر هزاره چهارم ق م زیستگاه عیلامیان مى شود، كه زبان آنها آریایى نیست. در زبان عیلامى هم واژگان فراوانى از زبان آریایى وجود دارد كه از همجوارى این دو قوم پدید آمده است.

•پس زیستگاه قوم آریایى پیش از آنكه به ایران بیایند، كجا بوده؟

ابتدا لازم است فكر كنیم آیا آریایى ها حتماً باید از جاى دیگرى به ایران آمده باشند؟ چنین لزومى وجود ندارد. آنچه مسلم است در پایان عصر یخبندان هوا در فلات ایران بسیار سردتر از امروز بود و فلات ایران جاى مناسبى براى زندگى انبوه آریایى ها نبود. اما در جنوب ایران یا كف خلیج فارس كه در آن زمان خشك بود رودى از پیوستن دجله، فرات و كارون مى گذشت كه در تنگه هرمز به دریاى عمان مى ریخت و آثار این رود بزرگ در كف خلیج فارس مشهود است. با توجه به آنكه شمال آن منطقه سرد و جنوب آن یعنى صحراى عربستان گرم بود، این منطقه براى سكونت اقوام آریایى بسیار مناسب بود و در اسطوره هاى ایرانى، اروپایى و حتى تورات از این خاستگاه و رود بزرگ نشانه هایى هست. پس از آنكه هوا گرم مى شود آب دریاى آزاد بالا مى آید و خلیج فارس در طول چندهزار سال پر از آب مى شود و قومى كه در كف خلیج فارس مى زیستند به سمت شمال و غرب، به میانرودان و فلسطین و سوریه و بخشى به داخل فلات ایران مى روند و در اطراف دو دریاچه بزرگ كه اكنون تبدیل به كویر شده اند شهرهاى اولیه را بنا مى كنند. این دریاها در اثر جارى شدن آب هاى فراوان از ذوب شدن یخ به داخل فلات ایران سرازیر مى شوند و 2 دریاچه بزرگ در داخل ایران تشكیل مى شود كه اكنون به صورت كویر درآمده اند. شهرهاى بزرگ قدیم ایران مثل تپه سیلك، شهر سوخته در سیستان، تپه یحیى، شهداد و تپه حصار دور این دریاى بزرگ قرار داشتند. در آن زمان این مناطق پر آب و جنگل بوده و نقشه این دریاچه ها در كتاب عرضه مى شود.

•به جز نشانه هاى زبانشناسى و اسطوره شناسى در منطقه خلیج فارس شى یا ساخته دست بشرى كشف شده كه نشانگر سكونت انسان باشد؟

متأسفانه هنوز در كف خلیج فارس كاوش هاى باستانشناسى صورت نگرفته است. ولى تا این حد مى دانیم كه دره بزرگى كه از پیوستن دجله، فرات و كارون به وجود آمده بود در خلیج فارس موجود است و نشانه جارى بودن چنین رود عظیمى است كه از تنگه هرمز به دریاى عمان مى ریخته است.

•حال به بخشى بپردازیم كه آریایى ها در فلات ایران ساكن شده اند و روابط فرهنگى با همسایگان خود برقرار مى كنند. چه رابطه اى بین آریایى هاى كهن و همجوارانشان وجود داشت؟

بیشترین روابطى كه در این كتاب بررسى شده مربوط به روابط بومیان ایران با سرزمین هاى غربى یعنى میانرودان، سوریه، فلسطین و مصر است. تماس با سرزمین هاى شرقى مثل چین و كره در این كتاب به علت در دسترس نبودن منابع لازم خیلى كم بررسى شده است. شاید هم ارتباط به اندازه تماس با غرب نبوده است. در جوار ایران در سمت غرب كشورى به نام سومر وجود داشت. سومریان از خاستگاه نامعلومى به آنجا مهاجرت كرده بودند و با آریایى هایى كه از قبل در میانرودان ساكن بودند تقابل پیدا مى كنند. این ادعا از این راه اثبات مى شود كه تمام نام هاى جغرافیایى كه در متن هاى كهن سومر ثبت شده ریشه غیرسومرى دارند و طبق بررسى من داراى ریشه آریایى هستند. مثل رود دجله، فرات، شهر «آریه» و غیره. به جز آن واژه هاى نهادهاى طبیعى كه در زبان سومرى وارد شده مثل آب، دریا، گاو، مزرعه، كوه و غیره ریشه آریایى دارند و حتى نام بیشتر خدایان سومرى هم ریشه غیرسومرى دارند كه این استدلال مورد قبول زبانشناسان است. در ادامه درمى یابیم همین روابط كه در ابتدا بیشتر تجارى بوده و بعد تبدیل به جنگ یا كوچ یا ارتباط فرهنگى شده حتى در زبان مصرى هم وجود دارد. وامواژه هایى هم از زبان آریایى به زبان سومرى، زبان اكدى و زبان مصرى رفته. نام فرآورده هاى ایرانى مثل مس، قلع، برنز، آهن، طلا، اسب و ارابه از زبان آریایى به زبان هاى بیگانه راه یافته است. نام خدایانى مانند آشور، «اى ننه»، «ایشتر»، «ایرته»، «مه»، «سلم»، «ناهیتى»، یهوه و آمون از ریشه آریایى به زبان هاى سومرى، اكدى و مصرى رفته است.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران

پستتوسط ROBOTIC در 21:30 يکشنبه 07 Sep 2008

• این ریشه ها پیش از آنكه خطى وجود داشته باشد چگونه در زبان آریایى شناسایى شده اند؟

از آغاز اختراع خط كه اواخر هزاره چهارم ق م است، متن هاى دربارى و یا در مدارس و معابد وجود دارد كه در آنها به نام هاى جغرافیایى سومر اشاره مى شود، نام دجله، فرات و بعضى شهرها در آنها آمده است. از همین متن ها مشخص مى شود كه آنها با اقوام غیرسومرى و با سرزمین هاى شرقى برخوردهاى نظامى، بازرگانى و حتى جنگ هاى بزرگ داشته اند. در این متون نام اقوام و پادشاهانى از اقوام بیگانه ذكر شده كه همه ریشه آریایى دارند. انبوهى از شواهد آریایى در كهن ترین متون سومرى وجود دارد. در متون سومرى به دجله، «دیگنه» گفته مى شد كه همان «دجله» عربى یا «تیگره» فارسى باستان است كه در زبان هخامنشى ثبت شده و ریشه آن «تیگر» به معنى تند است كه در زبان یونانى هم «تیگریس» همان دجله است. زبانشناسان واژه «دیگنه» را به هیچ وجه سومرى نمى دانند، پس در نظر سومرشناسان این رود تاكنون بدون ریشه مشخص بوده است اما در زبان آریایى معنى دارد. «تیگره» در زبان آریایى به معنى تند است. واژه هاى تیغ و تیز هم از همین ریشه اند.

در زبان انگلیسى هم «TIGER» به معنى حیوان تندپا یا ببر از همین ریشه است. بنابراین براى اینگونه تعبیرها در زبان هاى آریایى و زبان هاى خویشاوندى آن معنى و ریشه داریم، در حالى كه در زبان سومرى ریشه و معنى براى آن وجود ندارد. خداى آشور در زبان آشورى معنى ندارد، اما در زبان آریایى«اسوره» به معنى «سرور» است كه «اهوره» یا اهورا مزدا هم از آن برخاسته است. «ایشتر» - خداى عشق- در زبان اكدى ریشه ندارد ولى «استر» به معنى ستاره برخاسته و در واقع سیاره ناهید است. مه یا خداى ماه در زبان سومرى ریشه ندارد اما در زبان ایرانى ایزد ماه بوده است. «ناهیتى» در زبان ایلامى ریشه اى ندارد اما در زبان آریایى ناهید و آناهیتا وجود دارد. از كنار هم گذاشتن این اطلاعات متوجه مى شویم كه این نام ها در زبان هاى بومى ریشه ندارد، اما در زبان آریایى ریشه گسترده براى آنها وجود دارد، كه حتى به زبان هاى اروپایى و لاتین هم رسوخ كرده است.

• به اسامى خدایان اشاره كردید. آیا آریایى ها پیش از زرتشت به لحاظ مذهبى قوم چند خدایى بوده اند؟

آریایى ها ایزدان گوناگون با نقش هاى مختلف داشتند. گروهى از خدایان به نام اهوره یا اسوره به معنى سرور بودند. «ایندره» خداى جنگ بود. اما برخلاف سایر تمدن ها كه خدایان را بر اساس بت سازى و بت پرستى ستایش مى كردند در فرهنگ آریایى چنین رسمى وجود نداشت. در آثار كشف شده در ایران به هیچ وجه بتكده یا بتخانه پیدا نشده است. خدایان در ایران از آغاز غیرقابل رویت و دستیابى بودند و بعدها در اثر تحولى كه زرتشت به وجود آورد تمام خدایان از بین رفتند و فقط اهوره مزدا به عنوان یكتا خداى جهان باقى ماند كه آغاز یكتاپرستى در تمدن جهان بود.

• معمولاً در تمدن ها یا خدایان بیشترى وجود داشته یا پادشاهان نقش پررنگ ترى پیدا مى كردند. آریایى ها از نظر حكومتى چه وضعیتى داشتند؟

با توجه به اینكه در متون غیرایرانى مثل سومرى، اكدى و مصرى به پادشاهان این سرزمین ها اشاره مى شود نشان مى دهد كه این سرزمین ها مستقل بوده اند و حكومت مركزى در فلات ایران وجود نداشته است. در شرق ایران كشورى به نام «پر شى» بوده است كه پارس ها از آن برخاستند. در غرب ایران كشورى به نام «مده» بوده كه همان مادها هستند و در هزاره سوم ق م و مستقل بوده اند. كشورهاى دیگرى مانند «توكریش»، «امرد» و غیره در جاهاى دیگر بودند و حكومت مركزى وجود نداشت. اما ظاهراً در جنگ ها متحد مى شدند. در متون سومرى و اكد آمده كه بعضى اقوام آریایى متحداً با هم حمله مى كنند. در یكى از جنگ ها 17 قوم ایرانى به دولت «اكد» در دوران «نرامسین» پادشاه اكد حمله مى كنند. در تاخت و تازهاى اقوام آریایى به مصر چند قوم در كنار هم ظاهر مى شوند و شاید بعدها در شاهنشاهى هخامنشى براى اولین بار این اتفاق افتاده كه حكومت متحد مركزى شكل گرفته است.

•یعنى با وجود حكومت هاى مستقل این اقوام در زمان تهدید قوم آریایى اتحاد نظامى تشكیل مى داده اند؟

همین طور است. به هر حال همزبانى در میان اقوام اتحاد به وجود مى آورد و در مرزها به اتحاد قومى آریایى ها برخورد مى كنیم. اما در زمانى كه آریایى هایى در بخش غربى در فلسطین حضور داشتند و به مصر حمله مى كردند بعضى اقوام آریایى از داخل فلات ایران به آنها كمك مى كردند.

• شما نشانه هاى قوم و تاریخ آریایى را در زبان ها و تمدن هاى دیگر مورد بررسى قرار داده اید. متن یا زبان شناخته شده مكتوبى از آن دوره در دست هست؟

كهن ترین نشانه اى كه از زبان آریایى در ایران وجود دارد زبان اوستایى است. كه قدمت آن تا اوایل هزاره دوم ق.م مى رسد. ولى نگارش نمونه امروز آن حتى به دوران بعد از اسلام مى رسد. گویش این زبان آن را به هزاره دوم ق.م یا پیش از آن مربوط مى كند. بر اساس این شواهد زبانشناختى به تنهایى نمى توان به تاریخ ایران پى برد. بلكه یافتن بازتاب تمدن ایرانى در متون غیرایرانى مورد توجه من بوده است. به این علت كه در فرهنگ میانرودان و مصر بسیارى رویدادهاى تاریخى و غیرتاریخى در آن زمان ثبت مى شد. این سنت در ایران وجود نداشت. در آنجا همه برخوردها با اقوام غیربومى، دادوستدها حتى خرید و فروش گوسفند، جنگ ها، مهاجرت ها و برخوردها را ثبت مى كردند. به این لحاظ فرهنگ مصر، سومر و اكد بسیار غنى است. من براى بازیافت ردپاى آریایى ها در این منطقه بیشتر به این متون مراجعه كردم كه حدود 14 هزار متن خاور نزدیك براى این منظور مورد استفاده قرار گرفته است.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران

پستتوسط ROBOTIC در 21:35 يکشنبه 07 Sep 2008

• از برخورد فرهنگ هاى ایرانى و غیرایرانى آن دوران نشانه اى در فرهنگ هاى امروزى باقى مانده است؟

بله. در زبان كشورهاى خاور نزدیك مثل مصر، سوریه و فلسطین و بین النهرین نام و واژه ها یا نام هاى جغرافیایى آریایى وجود داشت. با ظهور اسلام و گسترش زبان عربى بسیارى از این كشورها زبان خود را به كل از دست دادند و زبان عربى را پذیرفتند. اما در همین زبان عربى امروز هم هنوز بازتاب فرهنگ قدیم وجود دارد. مانند نام فلسطین كه در متون مصرى قدیم«پرست» و بعد «فلست» آمده كه به فلسطین تبدیل شده است. پرست از پارس مى آید، اقوام پارس، بومى فلسطین بودند كه به نام پارس در متون مصرى نقش بسته و تغییر شكل یافته است. سوریه هم به همین ترتیب، مصر هم یك واژه كاملاً غیرعربى است و مصرى هاى قدیم به كشور خود «كیمت» مى گفتند اما ایرانى ها به مصر، «موذ رایه» مى گفتند كه به «میصرایه» و «میصر» و مصر تبدیل شده است.

• در واژه هاى كوه ها و رودهاى اروپایى هم چنین ریشه یابى را انجام داده اید؟

بله. اقوام آریایى با رفتن به اروپا نام هاى خود را هم به آنجاها برده اند. قومى به نام «دانو» كه ایرانى الاصل بوده اند كه در متون هندى، اوستا و اساطیر یونانى و مدارك مصرى هم نام آنها ثبت شده، از شرق ایران به اطراف دریاى سیاه مهاجرت مى كنند و رودهاى آنجا را مثل«دن»، دانوب و «دنیسر» به نام خود مى نامند. هنوز هم نام اقوام ایرانى بر بسیارى رودها و حتى شهرهاى اروپایى پابرجا و باقى است

• كدام اقوام كهن ایرانى در كتاب شما مورد بررسى و شناسایى قرار گرفته اند؟

تمام اقوامى كه در ایران مى زیستند نام ایرانى داشتند و در متون غیرایرانى مثل میانرودان و مصرى به آنها اشاره شده ولى بازتاب آنها در متون ایرانى اوستا و متون هندى مثل ریگ ودا هم دیده مى شود. در اینجا به اقوام بسیارى برخورد مى كنیم كه به تعدادى از آنها اشاره مى كنم. قومى به نام «ارتى» بوده كه در حوالى كرمان امروزى مى زیستند. قوم «كاشى» كه در سراسر فلات ایران پراكنده شده بودند و حتى تا قفقاز و میانرودان پیش رفته بودند. قومى به نام پارس یا فارس در شرق ایران در كشورى به نام «پر شى» كه همان پارس است مى زیستند و بعدها به سمت پارس یا فارس امروزى مى آیند. قومى به نام ماد در غرب ایران در حوالى زاگرس مى زیستند كه از هزاره سوم ق م قابل تعقیب هستند.

قوم هایى به نام «تپور»، «هخا» كه نیاكان هخامنشیان از میان آنها برخاستند، «سكاها» كه از هزاره دوم قابل تعقیب و در تاریخ مستند هستند، «دانو» كه در مدارك مصرى هم ثبت شده اند در فلسطین و یونان هم بودند و در كناره دریاى سیاه نام هاى خود را روى رودها نهادند. همچنین قوم «كوچى» و «ارمنى» كه ارمنیان امروز هستند كه از هزاره سوم ق م در منطقه ارمنستان امروز ساكن بودند.


• به چه دلیل این اقوام كه همه از نژاد آریایى بوده اند در محل هاى متفاوتى درون فلات ایران پراكنده شده بودند؟ فقط مسائل جغرافیایى مطرح بوده یا عوامل دیگرى مانند مذهب هم در آن دخیل بوده است؟

اجازه دهید كه به جاى نژاد، فرهنگ یا تمدن آریایى به كار ببریم. اما مثل هر جاى دیگرى اقوام براساس خویشاوندى هاى قومى، خویشاوندى هاى جهان بینى و یا خویشاوندى هاى خانوادگى تشكیل مى شود كه البته تعدادى از آنها از بین رفته اند و آنهایى كه نام بردم كه البته تعدادى از اقوام ایرانى هستند در متون غیرایرانى ثبت شده اند و تمدن و تشكل بزرگترى داشتند. حتى سپاه داشتند. به عنوان مثال وقتى قوم كاشى در تپه سیلك كاشان مستقر مى شوند- كه نام كاشان هم از آنها گرفته شده- این قوم در جاهاى مختلفى ساكن بوده اند و از خود آثار به جاى گذاشته اند. نام هاى شهرهایى مانند كاشمر، كاشغر، كشمیر، كاشان، قزوین و قفقاز برگرفته از نام قوم كاشى است. همین قوم در میانرودان در اوایل هزاره دوم ظاهر مى شوند و از قرن 17 ق م به مدت 500 سال در بابل حكومت مى كند بعد در فلسطین ظاهر مى شوند و پیش از آن در مصر ظاهر شده اند.

این قوم ها كه با نام هاى مختلف در جاهاى مختلف جهان آن زمان ظاهر شدند دو وجه مشترك اصلى داشتند؛ یكى اینكه داراى زبان ها و نام هاى آریایى بودند و دیگر اینكه آرایش و لباس همسان داشتند. همه موهاى بلند تا شانه، پیشانى بند، ریش بلند و نوك تیز و عبایى كه معمولاً بلند بوده است. این لباس كه شناسنامه قومى آریایى هاى ایران بوده تا جایى كه قابل پیگیرى است یكسان بوده است. در این كتاب 360 تصویر از این اقوام در كشورهاى مختلف دنیا به ویژه كشورهایى مثل مصر، میانرودان و حتى در ایران نقش بسته كه همبستگى قومى آنها به این ترتیب دنبال مى شود.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران

پستتوسط ROBOTIC در 21:40 يکشنبه 07 Sep 2008

• اشاره كردید كه درست نیست واژه نژاد را در این مورد به كار برد اما در تصاویر كتاب شكل جمجمه اقوام آریایى را با مصرى مقایسه كرده اید. پس باید از نظر نژادى هم تفاوتى داشته باشند؟

اگر خیلى به عقب برگردیم مسلماً تطابقى بین نژاد و فرهنگ آریایى پیدا مى كنیم، اما به مرور، اقوام و نژادهاى دیگرى هم جذب این فرهنگ شده اند. امروزه كسى كه زبان و جهان بینى آریایى داشته باشد را آریایى مى شناسیم، حتى اگر سیاه پوست باشد. براى مثال در آمریكا و اروپا افراد زیادى زرد پوست یا سیاه پوست هستند كه به زبان انگلیسى یا فرانسه صحبت مى كنند. پس فرهنگ هند و اروپایى دارند ولى نژادشان آن نیست. در دوران قدیم این مورد كمتر پیش مى آمد. معمولاً اقوام و نژادها قابل انطباق و قابل پیگیرى از نظر ساخت جمجمه و ساختار صورت و اندام بوده اند. پس امروزه به جاى نژاد آریایى، فرهنگ یا تمدن آریایى به كار مى بریم.

• دامنه گسترش قوم آریایى در طول تاریخ چگونه بوده است و پراكندگى آنها در چه دوران ها و زمان هایى اتفاق افتاده و دلایل آن چه بود ؟

پیگیرى دامنه گسترش اقوام آریایى از دو راه قابل بررسى است. یكى از راه زبانشناسى و آثارى كه در زبان هاى بیگانه گذاشته ا ند و دیگرى از راه پیگیرى متون و گزارش هایى كه در آنها سخن از اقوام آریایى به میان آمده است. از نظر زبانشناسى، زبان آریایى از شرق تا زبان كره اى تاثیر گذاشته و حدود 200 واژه آریایى در زبان كره اى وجود دارد. جالب است بدانید كه نژاد كره اى كاملاً با نژاد چینى و ژاپنى متفاوت است. در كره اى ها افراد قد بلند و حتى چشم آبى دیده مى شود كه در چین و ژاپن چنین مواردى وجود ندارد. از این نكات ثابت مى شود كه اقوام آریایى تا آنجا جلو رفته بودند و روى فرهنگ كره تاثیر گذاشتند. در غرب در شمال اروپا و در منطقه فنلاند و مجارستان كه زبان غیرهند و اروپایى دارد، تعداد زیادى واژه ایرانى كهن وجود دارد. همچنین در زبان مصرى و «نوبى» كه مربوط به جنوب مصر و سودان امروز است، نشانه هایى از زبان آریایى یافت مى شود. كه مربوط به هزاره چهارم و پنجم قبل از میلاد است.

پس حداقل در هزاره پنجم نمى توان از خاستگاه آریایى ها سخن گفت. چون خیلى پراكنده بودند، اما هر چه به دوران هاى كهن تر بازگردیم این دامنه محدودتر مى شود و در پایان دوران یخبندان یعنى هزاره دهم و یازدهم قبل از میلاد این اقوام فقط در ایران متمركز بوده اند. یكى از دلایلى كه مى توان به عنوان دلیل اصلى براى تمركز اقوام آریایى در خاستگاه اصلى یعنى ایران آورد این است كه این اقوام مانند امردها، پارس ها، مادها، كاشى ها، دانوها و غیره در جهان باستان پراكنده بوده اند و تنها جایى كه متمركز بوده اند فلات ایران بوده است. از این نشانه مى توان ثابت كرد كه مركز این حركت ها، این فلات بوده است.

• بر اساس نشانه ها و مداركى كه پژوهش شما بر آن استوار است اقتصاد قوم آریایى چگونه بوده ؟

مسلماً آریایى ها با این پراكندگى زیاد از یك نوع اقتصاد بهره نمى بردند. همه گونه شیوه كار و زندگى آن زمان شامل اقتصاد شهرنشینى، فلزكارى و سفالگرى، ساخت ارابه، پرورش اسب و همچنین كشاورزى، صادرات و بازرگانى در آن رواج داشت. یكى از مهم ترین تولیدات ایرانى ها مس به صورت شمش بوده كه به ویژه در «اریسمان» اخیراً كشف شده است و به صورت شمش به جاهاى دوردست برده مى شد. خوشبختانه آثار نگارگرى از این موضوع در دست هست كه اقوام آریایى در حال بردن شمش مس براى فراعنه مصر نمایش داده شده اند.

غیر از مس به عنوان اقلام صادراتى فلزات و آلیاژها مانند قلع، برنز و آهن بوده كه از طریق زبانشناسى ثابت مى شود ریشه نام آریایى این فلزات به زبان هاى دیگر راه یافته است. همچنین از دیگر اقلام صادرات مى توان به ارابه، اسب، سنگ هاى قیمتى، لاجورد، عقیق، فلزات گرانبها مثل طلا و نقره و نیز گیاهان دارویى، عطر و گیاهان خوشبو اشاره كرد.


• مردم آریایى از نظر علم و دانش مثلاً در نجوم و پزشكى یا حتى علوم قدیم چه پیشرفت ها و چه توانایى هایى داشتند؟

در متون كهن غیرایرانى به صادرات گیاهان دارویى اشاره شده كه نشان مى دهند فرهنگ دارویى و پزشكى در ایران وجود داشته، ولى از علوم دیگر مثل نجوم اطلاعاتى مستقیمى در دست نیست و چیز زیادى نمى دانیم. اما در اوستا و آثار دیگر زرتشتى به اطلاعات نجومى بسیار دقیق برخورد مى كنیم كه نشانگر فرهنگ و تمدن نجومى بسیار قوى است. در متن هاى كهن ایرانى به موضوعات ستارگان و مسائل پیچیده نجومى مثل رقص محور زمین كه هر 25600 سال یك بار صورت مى گیرد اشاره شده است.


در این مورد اطلاعات دیگرى هم هست كه به صورت گذرا در كتاب به آن اشاره شده ولى تمركز بر آن خارج از مسیر كتاب من بوده است. در كتاب آمده كه چگونه فرهنگ ایرانى پیش از هخامنشى بر فرهنگ یونان تاثیر گذاشته و چگونه بخش مهمى از اندیشه فلسفه در زمان هخامنشى از ایران به یونان راه یافته، چگونه ایده دموكراسى ابتدا در ایران نقش بسته و پس از 60 سال به یونان رفته است. این موارد بسیار شایان توجه اند و نشان مى دهند بسیارى از پدیده هایى كه در دنیا به نام یونانى معروف شده اند، خاستگاه ایرانى داشته اند.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران

پستتوسط ROBOTIC در 21:44 يکشنبه 07 Sep 2008

• درباره مدرك شكل گیرى ایده دموكراسى در ایران باستان توضیح بیشترى بدهید.

در بخش آخر كتاب آمده است هنگامى كه كمبوجیه در سفر جنگى خود به مصر كشته مى شود یا خودكشى مى كند، در ایران جلسه اى از والاتباران ایرانى با حضور داریوش بزرگ تشكیل مى شود و در این جلسه شیوه حكومتى و چگونگى شكل دادن به آینده حكومت ایران بررسى مى شود. یكى از ایده ها رواج تفكر مردمسالارى بود در برابر خودكامگى كمبوجیه، كه پس از كوروش كه مردمى فكر مى كرد و بنیانگذار این شیوه بود حكومت مى كرد. البته داریوش مخالفت مى كند و خودكامگى شاهنشاهى را بر پا مى كند.

این ایده مردمسالارى كه هرودوت هم به آن اشاره مى كند 60 سال پیش از برقرارى اولین دموكراسى در یونان بوده است .
در همان زمان یونان آریستو كراسى- به معنى اداره مملكت توسط اشراف زادگان بدون انتخاب شدن - مرسوم بوده است. این ایده كه به آراى مردم مراجعه شود از ایران برخاسته و پس از آنكه هخامنشیان تا یونان مى روند ایده هاى زرتشت و ایده مردمسالارى به یونان راه پیدا مى كند كه مفصل در كتاب شرح داده شده است.

• در تاریخ مدون اقوام مختلف چگونه از قوم آریایى یاد شده است؟

تاریخ مدونى كه اكنون در دسترس هست مربوط به دورانى است كه یونانى ها شروع به تاریخ نگارى كردند، مثل هرودوت. ولى در متون غیرخویشاوند مثل مصرى و سومرى هم از همان آغاز اختراع خط به اقوام ایرانى اشاره مى شود.

• آیا خاطره اى هم از خاستگاه كهن آریایى ها درفرهنگ ها و ملت هاى دیگر باقى مانده است؟

این مسئله جالبى است. تاریخ كهن پیش از اختراع خط معمولاً در اسطوره ها باقى مى ماند و آنها را انتقال مى داد. خوشبختانه از این خاستگاه كهن كه ایران بوده در اسطوره هاى اروپاى شمالى، یونان و تورات و اوستا مشتركاً به جایى اشاره مى شود كه از پیوستن سه رود، رود بزرگ به وجود مى آید و جنوب این رود هوا بسیار گرم و در شمال آن هوا بسیار سرد بوده است و همان طور كه گفتم كف خلیج فارس بوده است. جنوب آن یعنى صحراى عربستان گرم و شمال آن فلات مرتفع ایران سرد بوده و مشخصاً در اوستا به نام «داییتیا» خوانده مى شود كه بعداً این نام به شمال یا «آمو دریا» منتقل مى شود كه همان جیحون در آسیاى میانه است. به سخن دیگر نام این رود بعداً با جابه جایى اقوام تغییر مكان مى دهند.

• در دوران آریایى ها اقوام غیرآریایى هم در ایران زندگى مى كردند؟

همان طور كه گفتم تنها قومى كه زبان آریایى نداشت ایلامى ها در منطقه خوزستان بودند كه نام شهرهاى آنها هم آریایى بوده و پیش از مهاجرت عیلامیان به خوزستان آنجا هم آریایى نشین بود ولى بعد ها بسیارى وامواژه آریایى به زبان ایلامى راه یافت و این واژه ها در كتاب بررسى مى شوند.

•تصور من بر این است كه نكته اى كه براى خوانندگان كتاب شما بسیار جالب خواهد بود منابع و روش هاى پژوهشى شماست و اینكه در محافل علمى چه برخوردى با آن شد. كتاب شما ابتدا به زبان آلمانى منتشر شد و خواننده فارسى زبان ترجمه آن را خواهد خواند. كدام جرقه ذهنى 15 سال پیش شما را به فكر تالیف این كتاب انداخت؟

سئوال بسیار خوبى است. در سرزمین هاى كهن دیگر مثل مصر، اكد و غیره مورخین امروز تاریخ هاى سنتى این كشورها را بررسى كرده و شناسنامه تاریخى براى آنها ساخته اند. مثلاً گیل گمش كه یكى از پیكر هاى اسطوره اى سومر است در 50 یا 60 سال پیش فقط یك اسطوره بود ولى اكنون هسته تاریخى پیدا كرده است. این كار درباره تاریخ سنتى ایران صورت نگرفته است. در ایران دو نوع تاریخ داریم؛ تاریخ سنتى كه در تاریخ طبرى، تاریخ حمزه اصفهانى، تاریخ یعقوبى، مجمع التواریخ و شاهنامه و غیره منعكس شده، و دیگرى در تاریخ مدون كه در مدارس تدریس مى شود. بین این دو تاریخ چندان تشابهى وجود ندارد. از پیشدادیان و كیانیان نامى در تاریخ مدون نیست و از كوروش و داریوش و غیره در تاریخ سنتى نامى نیامده است. این تناقص بایستى بررسى علمى مى شد.

•آیا در ایران پیش از هخامنشى تاریخى بوده كه در تاریخ سنتى، منعكس شده است؟ آیا مى توان نماد هاى پیشدادى یا شاهان كیانى را تعقیب كرد و در سرزمین هاى دیگر آثارى از آنها یافت؟

این كار فقط با ارجاع به متون غیرایرانى میسر بود. خوشبختانه هم در متون سومرى و هم در متون اكدى و مصرى تشابهات بسیار چشمگیرى میان تاریخ سنتى ایران و متون آنجا پیدا شد. نه فقط نام هاى پادشاهان و دودمان آنها، بلكه برخى از رویداد هاى بسیار مهم از تاریخ سنتى ایران در متون غیرایرانى آمده است. این موضوع مرا تشویق كرد و به این نتیجه رسیدیم كه بخش بزرگى از تاریخ سنتى ایران یك هسته تاریخى دارد. اما باید به روش علمى بررسى شود تا نام پادشاهان و اعمال آنها بر تاریخ منطبق شود. بخش مهمى از كتاب شاهان و رویداد هاى شبه تاریخى را در فرهنگ هاى غیرایرانى دنبال كرده است.
آخرين ويرايش توسط ROBOTIC on 21:57 يکشنبه 07 Sep 2008, ويرايش شده در 2.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران

پستتوسط ROBOTIC در 21:47 يکشنبه 07 Sep 2008

•پژوهش شما چند سال طول كشید تا آماده انتشار به زبان فارسى شود؟

14 سال است كه این كار شروع شده و 4 تا 5 سال اول تنها صرف گردآورى منابع و خواندن و تعبیر آنها بود. چرا كه بدون آنها نتیجه گیرى ممكن نبود. با چاپ كتاب آلمانى من مطمئن شدم كه با دسترسى به منابع دست اول و دست نخورده به ایده تازه اى دست یافتم. تعبیر اطلاعات دست دوم آسیب پذیر است چرا كه اگر منبع نقض شود تئورى بعدى هم نقض مى شود. اما ارجاع به متون دست اول كه از دوران قدیم به جاى مانده اند، موجه است.

•پس هیچ متن و منبع و مرجعى در زبان فارسى جدید براى تحقیق شما وجود نداشته است. از چه متونى بیشتر استفاده كردید؟

كاملاً درست است. از متون دست دوم امروزى نه در ایران و نه خارج از آن هیچ استفاده اى نشده. چرا كه این ایده تازه است و مسلم است براى یك ایده تازه منابع جدیدى وجود ندارد. بسیار به اوستا و «ریگ وداى» هندى مراجعه كردم و در واقع متنى از دنیاى كهن نیست كه در این كار مورد توجه قرار نگرفته باشد.

•پس منابع خود را بیشتر در كتابخانه ها و آرشیو هاى كشور هاى دیگر پیدا مى كردید؟

تقریباً در 95 درصد منابع از آرشیو ها و منابع خارجى استفاده شده كه بعضاً كتاب نیست و به صورت میكرو فیلم بوده. در ایران هم كتابخانه هایى هست كه متون كهن را دارند ولى حدود 5 درصد منابع پژوهش در ایران بوده است. كه البته تهیه آن بسیار مشكل و هزینه بر بود. دستیار هم در این مورد عملى نیست زیرا كار یكپارچه اى است و باید ایده و ارتباطات آن در مغز یك نفر به وجود بیاید تا بتواند آن را روى كاغذ بیاورد. این كار بسیار گسترده است. تمام فرهنگ هاى قدیم از هندوستان تا مصر مورد توجه قرار گرفته و ارتباطاتى كه به فرض یك قوم در مدارك هندى و همان قوم در مدارك ایران و مصر و یونان آمده باید در مغز یك نفر نقش ببندد. اگر كسى روى هندوستان كار كند و دیگرى روى مصر كار كند این ارتباط به وجود نمى آید.

•اشاره كردید كه در پژوهش به انواع منابع زبانشناسى، هواشناسى و غیره پرداخته اید، ایده این نوع پژوهش از كجا شكل گرفت؟

همان طور كه گفتم به نظر من فقط از طریق انباشت شواهد مى توان به نتیجه قطعى رسید. اگر چند منبع مستقل از هم یك موضوع را بررسى و تایید كند آن موضوع اثبات شده است. اگر تنها از یك راه اقدام كنیم به نتیجه قطعى نمى رسیم. اگر یك كوزه مشابه هم در ایران و هم در مصر كشف شود نمى توان نتیجه گرفت از كجا به كجا رفته، اما اگر كوزه در زبان مصرى نام ایرانى داشته باشد مى توان نتیجه گرفت كه از ایران به مصر رفته است. موضوعات دیگر هم به همین ترتیب هستند. فقط انباشت شواهد است كه به نتیجه قطعى منتهى مى شود. به همین دلیل این راه را انتخاب كردم. با اینكه بسیار مشكل بود، مى بایست شاخه هاى بسیارى از دانش دیرینه شناسى را بررسى مى كردم.

•با توجه به اینكه 5 سال از انتشار كتاب به زبان آلمانى مى گذرد بازتاب آن در مجامع علمى و دانشگاهى جهان چگونه است؟

در كنار این كتاب كه به زبان آلمانى در سال 1998 چاپ شد، چند مقاله دیگر هم از من در مجلات علمى كشور هاى مختلف چاپ شد كه در مجموع این ایده را پشتیبانى مى كرد. همان طور كه مى دانید ایده هاى تازه با مقاومت سرسختانه دانش امروز مواجه مى شوند. ولى با توجه به آنكه در این كتاب به مدارك دست اول استناد شده و هیچ سلیقه اى در آن به كار نرفته، بسیار سریع در محافل معتبر دنیا تایید شد. دانشگاه وین كه مركز بزرگ ایرانشناسى و زبانشناسى دارد و سپس هاروارد، هایدلبرگ، ایروان و چندین موسسه پژوهشى دیگر این كتاب را كتباً از طریق نامه و یا مقاله در مجلات علمى تایید كردند، كه بسیار دلگرم كننده بود. در كنار آن كنفرانس هاى متعددى برگزار شد و از من دعوت كردند كه این ایده را مطرح كنم كه بحث هاى بسیارى صورت گرفت و تا به حال هیچ مخالفت علمى از طرف هیچ سازمان یا شخصى با این كتاب انجام نشده است. یا تایید كامل شده و یا سكوت كه به معنى آن است كه حرفى براى رد این ایده نبوده است.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران

پستتوسط ROBOTIC در 21:51 يکشنبه 07 Sep 2008

•در پژوهش هاى اخیر كه توسط افراد دیگر صورت گرفته آیا به عنوان منبع به این نظریه اشاره شده است؟

پیش از كشف اریسمان كه كارگاه انبوه تولید مس در ایران بود من از طریق زبانشناسى این موضوع را ثابت كردم كه مس خاور نزدیك از ایران تامین شده، به این دلیل كه این فلز با نام ایرانى در زبان هاى دیگر وارد شده و بعد اریسمان كشف شد و همین ایده تایید شد و گفته شد كه بایستى تاریخ جهان را از نو نوشت چرا كه اثبات شد خاستگاه مس ایران بوده است. همچنین در كتاب هاى دیگر اروپایى هم به پژوهش من اشاره شده حتى در دایره المعارف مصر كه در آلمان چاپ شد به این كتاب اشاره شده است. در بعضى پژوهش هاى مصر و بین النهرین به عنوان یك مدرك معتبر اشاره شده و مى توان گفت این كتاب در مدت كوتاهى جاى خود را در محافل علمى باز كرده است.

•به افتراق تاریخ سنتى و مدرن ایران اشاره كردید كه به نوعى ذهن جامعه ایرانى را به خود مشغول كرده است. به نظر شما این پژوهش باید چه مسیرى را طى كند تا به كتاب هاى درسى راه پیدا كند و قرائت جدیدى از تاریخ ایران به دست دهد؟

ایده هاى این كتاب در ایران نیز مورد استناد قرار گرفته است. براى نمونه دكتر رجبى در كتاب هزاره هاى گمشده به این پژوهش اشاره كرده است. ولى اینكه این موضوع به كتاب هاى درسى راه یابد طول خواهد كشید و به بازتاب نگارش فارسى كتاب در محافل علمى بستگى دارد. اگر انتقاد و بحث صورت بگیرد به زودى به این هدف خواهیم رسید كه تاریخ ایران را بازنویسى كنیم و نقاط تاریك آن را روشن كنیم. ولى از آنجا كه این بحث نه فقط به ایران، بلكه به بین النهرین، مصر، سوریه و فلسطین ارتباط دارد، با توجه به اینكه این گونه پژوهشكده هاى خاورشناسى در ایران وجود ندارد، كار كمى مشكل خواهد بود. ولى مراكز خاورشناسى در اروپا هست و بحث هاى آنها غیرمستقیم در ایران تاثیر خواهد گذاشت.

•شما كتاب آلمانى را هم با توجه به استاندارد چاپ، كاغذ و صحافى انتشار اروپا در ایران چاپ كردید و علاقه داشتید حتماً روى كتاب «چاپ در ایران» درج شود. چرا مى خواستید این طور باشد؟

تقریباً همه پژوهش هاى ایران شناسى در خارج از ایران صورت مى گیرد: در اروپا، آمریكا و حتى ژاپن و كتاب هاى چاپ شده به زبان هاى جهانى انگلیسى و آلمانى در همان جا چاپ مى شد. نگاه ما ایرانى ها هم براى دریافت تاریخى به غرب بود و حتى براى اندیشه هایى كه در ایران شكل مى گرفت میل به تایید غرب داشتیم. این طرز فكر همیشه درست نیست. نباید ما ایرانیان نشانه خانه خود را همواره از بیگانه بپرسیم. من فكر كردم با چاپ این كتاب در آلمان، با وجود نویسنده ایرانى، اثر به عنوان كار اروپایى عرضه خواهد شد. من مى خواستم این روند تغییر یابد. خوشبختانه هم به این موضوع توجه كرده اند و كار هاى بعدى من هم در ایران چاپ خواهد شد و كوشش خواهیم كرد كانون و مركز ثقل ایران شناسى به تدریج به این منطقه منتقل شود.

•گام هاى بعدى پژوهشى شما چه خواهد بود؟

دو جلد كتابى كه اكنون چاپ مى شود، حضور اقوام ایرانى در فلات ایرانى از آغاز تمدن را اثبات مى كند. در بخشى از كتاب به طور خلاصه تاریخ این اقوام را معرفى مى كند. ولى در نظر دارم در آثار بعدى تاریخ هر قوم را به طور مفصل بررسى كنم. معرفى خاستگاه و زیستگاه، تمدن و فرهنگ، شهرسازى، صنایع دستى، كشاورزى و كوچ و بازرگانى با كشور هاى دیگر بررسى خواهد شد. یعنى از آغاز تمدن در هزاره ششم قبل از میلاد، به زبان، جهان بینى، باور ها، صنایع و تولیدات آنها، بازرگانى، شیوه شهرسازى، معمارى، لباس، حضور در سرزمین هاى بیگانه و تاخت وتاز ها به صورت توصیفى در جلد هاى بعدى خواهد آمد، به طورى كه در نهایت تاریخ مدونى از اقوام ایرانى از آغاز تمدن تا دوران ماد خواهیم داشت كه تا به حال روى آن كار نشده است.
سایت تخصصی مهندسی رباتیک افتتاح شد

http://www.robotics-engineering.ir


به علت مشکلات هاست
فروم به آدرس زیر منتقل شد
http://robotic.forumotion.com
لطفا در آدرس جدید مجددا ثبت نام نمایید

به علت مشکلات فنی در هاست
FREEFORUM
این فروم به آدرس زیر منتقل شد

http://robotic.forumotion.com
نماد کاربر
ROBOTIC
مدیر کل
مدیر کل
 
پست ها : 951
تاريخ عضويت: 10:23 جمعه 27 Jul 2007
محل سکونت: ایران


بازگشت به گفت و گوی آزاد

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 0 مهمان

cron